گهواره تکرار را ترک گفتم
در سرزمینی بی پرنده و بی بهار.
نخستین سفرم باز آمدن بود ازچشم اندازهای امید فرسای ماسه و خار،
بی آن که با نخستین قدم های نا آزموده نوپائی خویش
به راهی دور رفته باشم.
نخستین سفرم
باز آمدن بود.
احمد شاملو
سلام
از حج آمده ام.انگار نرفته بودم.
----------------
گر بدين سان زيست بايد پست
من چه بي شرمم اگر فانوس عمرم را به رسوايي نياويزم
از بلند كاج كوچه ي بن بست
گر بدين سان زيست بايد پاك
من چه ناپاكم اگر ننشانم از ايمان خود چون كوه
يادگاري جاودانه برتر از بي بقاي خاک
---------------
یک مسابقه ی طراحی داریم:
Ardica Design Contest - Power of the People
یک کتاب مفید:
Industrial Designer's Guide to Sketching: Strategic Use of Sketching in the Design Process
و یک وبسایت برای جستجو و یادآوری همایشها و سمینارهای معتبر جهت ارسال مقالات تخصصی:
شب بخیر
بروز رسانی:
مسابقه ی طراحی جهبه مداد رنگی:
Case Design Competition for 500 Colored Pencil
مهلت ارسال طراحی ها تا ۲۱سپتامبر.
جایزه نفر اول ۱۰۰۰دلار امریکا + یک جعبه ی ۵۰۰ تایی مدادرنگی + حضور در جشنواره طراحی توکیو ۱۰۰٪
خبر 1
محسن مصطفوی به سمت ریاست دانشکده ی طراحی دانشگاه هاروارد برگزیده شد.
مصطفوی اخیرا رئیس دانشکده کالج معماری، هنر و طراحی دانشگاه کونل آمریکا بوده است. وی پیش از این نیز به مدت 9 سال ریاست انجمن مدرسه معماری در لندن را بر عهده داشته است. این مدرسه یکی از برجسته ترین مدارس طراحی اروپا محسوب می شود.
درو فاوست، رئیس دانشگاه هاروارد در ستایش از این استاد برجسته ایرانی گفت: محسن مصطفوی پیشینه منحصربفرد و پرابهتی در رهبری دو مدرسه ممتاز معماری و طراحی جهان داشته است و در این میان سرزندگی عقلانی و عملکرد عالی وی در عرصه جهانی این اطمینان خاطر را به ما داده است تا این دانشکده را به دست وی بسپاریم.
رئیس دانشگاه هاروارد آمریکا ادامه داد: مصطفوی پژوهشگر عالی رتبه ای است که روابط مستحکمی با مدرسه طراحی داشته و به عنوان پلی میان دنیای نظریات و عمل با استفاده از اعتماد به نفس قابل توجه خود ایفای نقش کرده است.
مصطفوی در منصب قبلی خود یعنی ریاست دانشکده کالج معماری، هنر و طراحی دانشگاه کورنل از سال 2004 تا 2007، وظیفه هدایت بیش از 100 عضو هیات علمی و بالغ بر 800 دانشجوی دوره کارشناسی از بیش از 30 کشور جهان را بر عهده داشته است.
مصطفوی که در ایران چشم به جهان گشوده است، دیپلم خود را در رشته معماری در سال 1976 اخذ کرد. وی سپس به دانشگاه اسکس رفته و از سالهای 1976 تا 1981 به مطالعاتی درخصوص تاریخ شهرنشینی پرداخت و در حد فاصل 1981 تا 1984 نیز در دانشگاه کمبریج حضور داشت . وی در ادامه به تدریس در مدرسه طراحی پنسیلوانیا مشغول شده و در ادامه با حضور در دانشگاه هاروارد به عنوان استادی برجسته به ادامه تدریس پرداخت.
خبر 2
جایزه معتبر ICOGRAD از سوی جامعه بین المللی طراحان گرافیک،در اختتامیه ی نهمین دوسالانه ی طراحی پوستر تهران به فرشید مثقالی، به پاس خدمات ارزشمند ایشان به جامعه طراحان، افزایش کیفیت دانش گرافیک و کمیته های آموزشی و دانشجویان این رشته در ایران و جهان،اهدا شد.
جایزه ICOGRAD مهمترین و معتبر ترین جایزه در میان جوامع طراحان گرافیک محسوب می شود.
فعالیت فرشید مثقالی در زمینه ی تصویر سازی برای کودکان و طراحی پستر در میان گرافیستهای ایران و جهان شناخته شده است. وی یکی از موسسین کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان است و از سال 1970 تا ۱۹78 ریاست آن را بر عهده داشته است.
شایان ذکر است که وی تنها غیر "امریکایی-اروپایی" است که پیش از این موفق به دریافت جایزه "هانس کریستین اندرسن" شده اند.
در حال حاظر فرشید مثقالی علاوه بر فعالیتهای فوق به طراحی تایپوگرافی برای الفبای فارسی نیز مشغول است.
هیجان زده بودم برای دیدن یک ایرانی متفاوت و در عین حال موفق دیگر.ارغوان رضایی...تنیسور ایرانی الاصل فرانسوی که با پشت سر گذاشتن تنیسور اول زن جهان،النا دیمتیوا ی روس، به فینال تنیس دور دوم استانبول راه یافته است.در روزنامه ی شرق در کنجی از ستونی بی ادعا یادداشتی در باره ی نیمه نهایی تنیس استانبول نوشته شده بود و نام "اراوان رضایی" توجه مرا جلب کرد.اگرچه در باره او پیش از این شنیده بودم ولی این اشتباه نویسنده خبر باعث کنجکاویم نسبت به نام و فامیل این تنیسور زن شد.(عدو شود سبب خیر...)
ارغوان رضایی که در گویش فرانسوی مختصرا "Aravane rezai" نوشته و "اغوان رضای"تلفظ می شود،در تلکس خبرگزاری ایران هم به اشتباه "آراوان رضایی" قید شده است و این اشتباه باعث شد تا من در شناسایی این استعداد کمی گیج شوم!!وی که به مربیگری پدرش تا این مرحله پیشرفت داشته است همواره در مسیر پاریس و تهران در رفت و آمد است.ویدئوی زیر گزارش مختصریست از مسابقه یک-چهارم نهایی او در برابر سوژیامای ژاپنی و در ادامه قسمتی از تمرینات وی را در تهران نشان می دهد...
پدرش از داشتن این دختر احساس غرور می کند و دختر هم از داشتن چنین پدری به خود می بالد.برایم مهم بود که در ایران من و شما هم این را بدانیم که در انسوی کره ی خاکی دختری به ایرانی بودن خود می بالد.
این نکته چند روزیست که ذهنم را اشغال کرده است و اتفاقات مرتبط و با مناسبتی هم هر از گاهی به آن طعنه می زند.اینکه ما ایرانیها یا از چیزی بالکل محروم هستیم و تا سالیان دراز در صف مدعیان در مکانهای آخر رج می زنیم و یا در آن مقوله در چند سال باورنکردنی(به عقیده کارشناسان فن) در سطح اول دنیا رقیب می طلبیم!!!!این نکته ی تازه ای نیست.وضعیت پزشکی در کشور ما تا چند سال بعد از جنگ بحرانی بود و به اعتراف بزرگان این علم، ما دست به دامان هندی ها شده بودیم و امروز بجای بقالی ،مطب روییده...در همه چیز در کسری از ثانیه(لحظه ای که اراده می کنیم!) بهترین می شویم و به مرور شورش را در می آوریم...
من نقدی بر کار این جوان موفق ندارم ولی استعدادهایی که در ایران هرز می روند ارزششان خیلی بیشتر از ستعدادهایی است که در مدیریت کلان مملکت دیگر شورش را در آورده اند!!!!بیچاره ارغوانهایی که به موجب طرح "امنیت اجتماعی" در بازداشتگاه راکت می خورند!!!ما حتی بسیاری از استعدادهای ایرانی را اصلا نمیشناسیم و این جای بسی شادمانی و خوشحالی ست که در اکتشافات اینترنتی ناگهان به اسامی ایرانی بر می خوریم و این از امتیازات بالقوه ی جامعه سایبر است...شاید معضل بزرگ مدیریت کشور پرداختن به مباحثی ست که در زمان طرح،محلی از اعراب ندارد.مشکلات انرژی امروز بحث داغ خودروسازان دنیاست و ما هنوز موتور پیکان را روی ماکسیما می بندیم!!باز هم دست "جامعه جهانی" در نکنااد که ایرانخودرو را برای رقابت در بازار منطقه به تجدید نظر واداشته است!!در سویی دیگر،کاهش صود تسهیلات ،بانکهای خصوصی را به گل نشانده است و من نمیدانم رئیس جمهور دارد به که دهنکجی میکند!!!(یواشکی:>>>---میدانم!!)واز این دسته اند بسیاری مسائل حل نشده که برای دانستنشان شما را به مطبوعات ارجاع می دهم...
برایم مهم است که تو موفق باشی.این حس وطن دوستی موهبتی ست که ما اریاییها را از سایر نژادها متمایز میکند.ولی از دیگر سو،باز این ما هستیم که گاهی شورش را در می آوریم و دنیا را و جنگ را برای خود می خواهیم...!!(جنگ من!های هیتلر...)
یک مطلب جالب پیدا کردم که برای گذاشتنش تو بلاگ تردید داشتم ولی به یک راه حل خوب رسیدم.اول مطلبو بخونید بعد میگم...
اگر روزی شنیدید که تابلوهای تبلیغاتی میتوانند باعث گرههای ترافیکی شوند تعجب نکنید.اچندی پیش در "میدان نیویورک تایمز"آمار تصادفات رقم قابل توجهی را به کار شناسان نشان میداد و این برای آنان نکته مبهمی نبود چراکه دلیل آن تابلوی تبلیغاتی نبش میدان بود!این تابلو تصویر زنی(مدونا خواننده مشهور امریکایی) بود که با زیرکی در تابلوی عمودی و بزرگ دور میدان جای گرفته می شود گفت که اهداف تبلیغاتی و سود آوری خوبی برای تولیدکننده فراهم آورد.اخیرا در انگلستان تابلوی تبلیغاتی بزرگی از سوی شرکت Pretty Poly نصب شده است که از این روال تبعیت میکند و تکنیک اجرای آن برای هر بیننده ای جذاب و فریبنده است!آدم را به یاد کلاج و تکه چسبانی می اندازد با این تفاوت که مشاهده آن برای گروه سنی ج به بعد توصیه میشود!(فکرشو بکنید که همچین تابلویی حاشیه اتوبان کردستان...!!!)
حالا ترفند ما!
ما عکسهای تحریک آمیز تو سایت پخش نمیکنیم اگه دوست دارین خودتون برید ببینید به ما ربطی نداره!