عناصر فرهنگي از سويي سازنده نظامهاي گفتمانياند و به همين دليل نظاممند و جمعي هستند و از سوي ديگر نظامهاي گفتماني را در خود جاي دادهاند. اگر فرهنگ را سازندة نظام گفتماني بدانيم آن را متني کامل و يا زباني تحقق يافته و البته پيوسته در حال ساخته شدن و تعريف دوباره خود ميدانيم و اگر فرهنگ را جزئي از نظامهاي گفتماني بدانيم در اين صورت فرهنگ در تعامل با همة عناصر ديگر نشانهاي قرار دارد و نشانه فرهنگي قلمداد خواهد شد که پيوسته پويا است.
بر اساس همين تعريف است که نشانهشناسي فرهنگي روشهايي را براي تحليل رابطهي نشانهها و رمزگانهاي گفتماني پيشنهاد ميکند که بتوان هر موضوع موردمطالعهاي را به مثابهي يک متن در شرايط و بستر اجتماعي-فرهنگي آن بررسي کرد. نشانهشناسي فرهنگي از يک سو با گفتمانهاي فرهنگي و از سوي ديگر با نشانههاي فرهنگيِ فعال در گفتمان سر و کار دارد.
در اين راستا مکتبها، شخصيتها و رويکردهاي متفاوتی به ارائهي طريق پرداختهاند، که مهمتر از همه شايد بتوان به نشانهشناسيِ فرهنگيِ مکتب مسکوـتارتو و تأثيرپذيرفتگان از آن، رويکردهاي نقشگرا و به ويژه نشانهشناسي اجتماعي به تأسي از انديشههاي زبانشناسي نقشيسازگاني، مطالعات فرهنگي، نظريهي انتقادي، و پساساختگرايي اشاره کرد.
با توجه به اهميت اين رويکرد، گروه پژوهشي نشانهشناسي هنر فرهنگستان هنر قصد دارد در ششمين همانديشي خود به اين بحث مهم که در همه عرصههاي فرهنگ، به ويژه هنر، کاربرد و اهميت دارد بپردازد.
>>محورهاي پژوهشي همايش
بررسي پيشينههاي نشانهشناسي فرهنگي
بررسي مباحث نظري و آراي نظريهپردازان نشانهشناسي فرهنگي
بررسي تقابل طبيعت و فرهنگ در تحليل نشانهشناختي آثار هنري
بررسي فرآيند رمزگذاري و رمزگشايي فرهنگي در توليد و "مصرف" آثار هنري
بررسي فرآيندهاي بينامتني به عنوان سازوکار ساخت متون فرهنگي
تحليل رابطه سازوکارها و مناسبات فرهنگي، اقتصادي و اجتماعي در فرآيند توليد هنري
الگوهاي جديد نشانهشناسي فرهنگي بر اساس فرهنگ(هاي) بومي
>>ضوابط مقاله
- رعايت موازين پژوهشي در مقاله (چكيده فرضيات، نتيجهگيري، ارجاعات، فهرست منابع و...) الزامي است.
- دبيرخانة همايش از پذيرفتن مقالههايي كه قبلاً ارائه يا منتشر شدهاند معذور است.
- مقالههاي پذيرفته شده در كتاب مجموعه مقالات همانديشي چاپ خواهد شد.
- دبيرخانة همانديشي در انتخاب و ويرايش مقالههاي ارسالي آزاد است.
- هر مقاله بايد در 12 الي 20 صفحة (A4 ) در محيط ( 2000 Word ) همراه با ديسكت تنظيم شود.
- مقالات پذيرفته شده براي ارائه در همانديشي و چاپ يا منحصراً براي چاپ درنظر گرفته ميشوند.
- دبيرخانة همانديشي از محققاني كه مقالههاي آنان پذيرفته شده و مايل به حضور در همانديشي هستند دعوت به عمل خواهد آورد.
>>دبير علمي همانديشي
دكتر امير علي نجوميان
>>مهلت ارسال خلاصه مقاله ها : دي ماه 87
>>زمان : اسفند 87
>>نشانی دبیرخانه
تهران، انتهاي خيابان فلسطين جنوبي، خ لقمان ادهم، كوچه بوذرجمهر، شماره 23، فرهنگستان هنر
تلفن : 66416386
نمابر : 66410843
پست الكترونيكي : pajoheshnameh@honar.ac.ir
رفتار من عادي است
اما نمي دانم چرا
اين روزها
از دوستان و آشنايان
هرکس مرا مي بيند
از دور مي گويد :
اين روزها انگار
حال و هواي ديگري داري!
اما
من مثل هر روزم
با آن نشانيهاي ساده
و با همان امضا ، همان نام و با همان رفتار معمولي
مثل هميشه ساکت و آرام
اين روزها تنها
حس مي کنم گاهي کمي گنگم
گاهي کمي گيجم
حس مي کنم
از روزهاي پيش قدري بيشتر
اين روزها را دوست دارم
گاهي
- از تو چه پنهان -
با سنگها آواز مي خوانم
و قدر بعضي لحظه ها را خوبي مي دانم
اين روزها گاهي
از روز و ماه و سال ، از تقويم
از روزنامه بي خبر هستم
حس مي کنم گاهي کمي کمتر
گاهي شديدا بيشتر هستم حتي اگر مي شد بگويم
اين روزها گاهي خدا را هم
يک جور ديگر مي پرستم
از جمله ديشب هم
ديگر تر از شبهاي بي رحمانه ديگر بود :
من کاملا تعطيل بودم
اول نشستم خوب
جورابهايم را اتو کردم
تنها - خدود هفت فرسخ - در اتاقم راه رفتم
با کفشهايم گفتگو کردم
و بعد از آن هم
رفتم تمام نامه ها را زير و رو کردم
و سطر سطر نامه ها را
دنبال آن افسانه ي موهوم
دنبال آن مجهول گشتم
چيزي نديدم
تنها يکي از نامه هايم
بوي غريب و مبهمي مي داد
انگار
از لابه لاي کاغذ تا خورده ي نامه
بوي تمام ياسهاي آسماني
احساس مي شد
ديشب دوباره
بي تاب در بين درختان تاب خوردم
از نردبان ابرها تا آسمان رفتم
در آسمان گشتم
و جيبهايم را
از پاره هاي ابر پر کردم
جاي شما خالي !
يک لقمه از حجم سفيد ابرهاي تُرد
يک پاره از مهتاب خوردم
ديشب پس از سي سال فهميدم
که رنگ چشمانم کمي ميشي است
و بر خلاف سالها پيش
رنگ بنفش و اروغواني را
از رنگ آبي دوست تر دارم
ديشب براي اولين بار
ديدم که نام کوچکم ديگر
چندان بزرگ و هيبت آور نيست
اين روزها ديگر
تعداد موهاي سفيدم را نمي دانم
گاهي براي يادبود لحظه اي کوچک
يک روز کامل جشن مي گيرم
گاهي
صد بار دير يک وز مي ميرم
حتي
يک شاخه از محبوبه هاي شب
يک غنچه مريم هم براي مردنم کافي است
گاهي نگاهم در تمام روز
با عابران ناشناس شهر
احساس گنگ آشنايي مي کند
گاهي دل بي دست و پا و سر به زيرم را
آهنگ يک موسيقي غمگين
هوايي مي کند
اما
غير از همين حس ها که گفتم
و غير از اين رفتار معمولي
و غير از اين حال و هواي ساده و عادي
حال و هواي ديگري
در دل ندارم
رفتار من عادي است
۸مهر،سالگرد درگذشت قیصر امین پور