در اوج درخشش فرهنگ اسلامی، ابونصر فارابی، حکیمی فرزانه از خاور ایران، اندیشه شهر آرمانی را در کتاب خود به نام "اندیشه های اهل مدینه فاضله" مطرح ساخت و جامعه ی آرمانی بر پایه اندیشه فلسفی و در قالب مفاهیم شریعت اسلامی پی افکند.صفت "فاضله" گویای آرمان حکیم در جست و جوی جامعه کمال مطلوب بود.
مدینه فاضله در اندیشه فارابی، از معموره (۱) زمین آغاز می شود و در کوچکترین حد خود، به شهر اطلاق می گردد.چنین نگرشی، افزون بر اینکه از مفهوم اسلامی "درالاسلام" سرچشمه می گیرد، بسی فراتر از محدوده جغرافیایی ملت هاست.دریافت فارابی از جامعه کامل، جامعه ای بزرگ است که ملتهای بسیار را در برگرفته و چنانچه رهبری آرمانی زمام را به دست گیرد "مدینه فاضله" در محدوده آن تحقق خواهد یافت.مدینه فاضله فارابی، جامعه ایست کاملآ روحانی که تصور جزئیات آن بسی دشوار است.با این که بحث وی گسترده و مفصل است، اما همه جا به کلی گویی بسنده می کند و به روابط ملموس سیاسی و اجتماعی نمی پردازد.
جامعه مدنی (اجتماع مدنی)
برای نظام طبقاتی مدینه فاضله، آگاهی اجمالی به دستگاه فلسفی فارابی ضرورت دارد.زیرا ساختار شهر آرمانی وی پژواک ذهن و برداشت عقلانی وی از نظام کائنات است.در دستگاه فلسفی فارابی، همه کائنات از فیضان وجود نخست یا ذات پروردگار پدید آمده است و موجودهای عالم در نظامی متنازل قرار گرفته اند.بدین ترتیب که پس از موجود نخست که مبداء المبادی است، سلسله مراتب موجودهای عالم به ترتیب "الانقص فالانقص" از کمال به نقصان سیر می کند تا به مرحله ای می رسند که گامی فروتر از آن نیستی محض است.
از این رو در شهر آرمانی فارابی، خیر افضل (سعادت آدمی و نیکی برین) تنها در اجتماع مدنی به دست می آید نه در اجتماعی که از آن کمتر یا ناقص باشد و انسانها به حکم سرشت و برای رسیدن به کمال، نیازمند همکاری و تشکیل اجتماعند، نیازهای آدمی چنان متنوع و فراوان است که هیچ کس به تنهایی نمی تواند همه آنها را برآورده سازد.این اجتماع و تقسیم کاری اجتماعی است که همه افراد را در دستیابی به خواسته هایشان کامیاب می سازد.بنابراین جامعه مدنی محصول تقسیم کار اجتماعی است و تنها در جامعه ای که انسان به کمال و سعادتی درخور آن است، دست می یابد.فارابی و ابن سینا و خواجه نصیرالدین طوسی به پایگاه فرد در اجتماع بر حسب سرشت و استعداد او نظر دارند و بر این باورند که اگر فرد در جامعه به کاری که طبیعت او اقتضا دارد و هر کس بر حسب سرشت و شایستگی ذاتی خویش به کاری بپردازد و سلسله مراتب اجتماعی و سیاسی بر حسب شایستگی افراد تشکیل شود مدینه فاضله در زمین تحقق پیدا می کند.
هدف آرمان شهر
فارابی هدف و غایت شهر آرمانی را رسیدن به سعادت می داند سعادت، خیر مطلق است و خیر آن چیزی است که به وجهی در رسیدن انسان به خوشبختی سود افتد.سعادت مورد نظر فارابی تنها، سعادت این جهانی نیست، بلکه سعادتی است که همه زندگانی این جهانی آدمی را به وجه دلخواه تامین کند و هم رستگاری او را در جهانی دیگر تحقق بخشد.هدف و منظور از آفرینش انسان نیز، رسیدن او به سعادت است، اما لازم است که انسان، نخست سعادت را بشناسد.
----------------
(۱) اجتماعات بشری دوگونه اند : کامل و ناقص.اجتماعات کامل خود سه گونه اند.اجتماعات بزرگ (عظمی)، که اجتماع همه ادمیان در بخش آباد (معموره) زمین است، اجتماع میانه (وسطی) یا اجتماع امتی که در جزئی از بخش آباد زمین ساکن است و اجتماع کوچک (صغری)یا اجتماع مردم یک شهر (مدینه) که در جزئی از محل سکونت یک امت واقع است.اجتماع ناقص یا ناکامل عبارت است از اجتماع اهل ده و اجتماع مردم یک محله.

نادر ابراهیمی چنان که خود نوشته است پیش از این که نوشتن را به عنوان کار اصلی خود برگزیند کارهای زیادی انجام داده است که کمک کارگری تعمیرگاه سیار در ترکمن صحرا، کارگری چاپخانه، حسابداری و تحویلداری بانک، صفحه بندی روزنامه و مجله و کارهای چاپ دیگر، میرزایی یک حجره فرش در بازار، مترجمی و ویراستاری، ایران شناسی عملی و چاپ مقاله های ایران شناختی، فیلمسازی مستند و سینمایی، مصور کردن کتاب های کودکان، مدیریت یک کتابفروشی، خطاطی، نقاشی و نقاشی روی روسری و لباس و تدریس در دانشگاه ها بخشی از کارهای اوست.
نادر ابراهیمی یکی از چهره های پرکار هنر و ادبیات ایران بود که از سال ۱۳۴۲ در سن ۲۷ سالگی با انتشار نخستین کتابش با نام "خانه ای برای شب" به جرگه نویسندگان ایرانی پیوست و خیلی زود با کتاب هایی که پشت سر هم نوشته و به بازار کتاب ایران عرضه می شدند، برای خود جایی ویژه در میان نویسندگان ایرانی یافت.
او هم چنین در ساخت سریال برای تلویزیون نیز فعال بود و از میان آثار او می توان به سریال تلویزیونی "آتش بدون دود" به نویسندگی و کارگردانی نادر ابراهیمی اشاره کرد که به زندگی ترکمن های ایران می پرداخت و در مدتی کوتاه به یکی از پر بیننده ترین برنامه های تلویزیون ایران دوره پیش از انقلاب تبدیل شد. او رمانی هفت جلدی هم به همین نام دارد. کیومرث پوراحمد، کارگردان شناخته شده امروز ایران، در آن زمان از دستیاران نادر ابراهیمی در ساخت آتش بدون دود بود و خود بر نقش نادر ایراهیمی در فیلمساز شدنش تاکید دارد.
ابراهیمی هم چنین سریالی با نام "سفرهای دور و دراز هامی و کامی در وطن" ساخت که هدفش معرفی ایران بود. این مجموعه در آخرین سال های پیش از انقلاب ایران به یکی از پر بیننده ترین مجموعه های تلویزیونی تبدیل شد. البته ساخت و پخش این مجموعه با انقلاب ایران نیمه کاره ماند.
نادر ابراهیمی در زمینه سینما نیز فعالیت داشت و کارگردانی فیلم "صدای صحرا" در سال ۱۳۵۴ ومشاور فیلمنامه فیلم معروف "مغول ها" به کارگردانی پرویز کیمیاوی از جمله فعالیت های او در سال های پیش از انقلاب است.
نادر ایراهیمی تا پیش از انقلاب داستان ها و رمان های زیادی برای بزرگسالان و کودکان نوشت که از میان آن ها می توان به آتش بدون دود، مصابا و رویای گاجرات، بار دیگر شهری که دوست میداشتم، تضادهای درونی، رونوشت بدون اصل، غزل داستانهای سال بد را برای بزرگسالان و کتاب های کلاغ ها، سنجاب ها و دور از خانه برای کودکان اشاره کرد که هر سه این کتاب ها از کتاب های تقدیر شده در زمان خود بوده و موفق به دریافت جوایزی شده اند.
![]() | |
| نادر ابراهیمی در دوره جنگ ایران و عراق به همراه ابراهیم حاتمی کیا، فیلمساز جوان و گمنام آن زمان، سفری به مناطق جنگی کرد و کتابی درباره این سفر نوشت |
نادر ابراهیمی هم چنین در نوشتن کتاب های نظری و آموزش ادبی نیز فعال بوده و کتاب های "براعت استهلال" درباره ساختار و مبانی ادبیات داستانی، "مقدمه ای بر فارسی نویسی برای کودکان"، "مقدمه ای بر مصورسازی کتاب های کودکان"، "مقدمه ای بر مراحل خلق و تولید ادبیات کودکان" و "مقدمه ای بر آرایش و پیرایش کتاب های کودکان" از جمله آثار اوست.
نادر ابراهیمی با نوشتن دو کتاب "ابن مشغله" و "ابوالمشاغل" تجربه ای تازه در زندگینامه نویسی ارائه کرد. از دیگر آثار او که از آن می توان به تجربه ای جدید در عاشقانه نویسی تعبیر کرد، "چهل نامه کوتاه به همسرم" است.
نادر ابراهیمی علی رغم استقبالی که از سوی خوانندگان از آثارش به عمل آمده و اغلب آثارش بارها تجدید چاپ شده، از سوی محافل روشنفکری چندان با استقبال رو به رو نشده و در مجله های مشهور روشنفکری ایران به آثارش توجهی نشده است. این بی توجهی بعد از انقلاب سال 1357 ایران تشدید نیز شده است.
نادر ابراهیمی که مثل خیلی از روشنفکران در آغاز با انقلاب همراه شده بود و مجموعه ای چند جلدی با عنوان "قصه های انقلاب" نوشته بود، همراهی اش را بیش تر از نویسندگان دیگر با انقلاب ادامه داد و برگزاری کلاس های آموزش داستان نویسی و فیلمسازی در حوزه علمیه قم و بازدید از مناطق جنگی همراه هنرمند گمنام آن زمان و کارگردان مشهور این دوره ابراهیم حاتمی کیا که گزارش سفرش را در کتابی به نام "با سرودخوان جنگ، در خطه نام و ننگ" منتشر کرد و نیز نوشتن زندگی نامه ای از آیت الله خمینی رهبر فقید انقلاب ایران از فعالیت های این دوره اوست.
با این همه او را نمی توان از نویسندگان وابسته به حکومت یا نزدیک به آن نامید. او همیشه کوشیده بود تا استقلال خود را حفظ کند و از سوی برخی از نشریات نزدیک به حکومت نیز همواره مورد انتقاد قرار می گرفت و خودی به حساب نمی آمد.
او پس از انقلاب نیز آثار زیادی از خود بر جای گذاشت که از آن جمله میتوان به "مردی در تبعید ابدی" درباره زندگی ملاصدرا فیلسوف ایرانی، "صوفیانه ها و عارفانه" بخشی از تاریخ تحلیلی ادبیات داستانی ایران و آخرین کتابش "برجاده های آبی سرخ" بر اساس زندگی میر مهنای دوغابی یکی از مبارزان جنوب ایران در قرن دهم هجری اشاره کرد. گرایش او به عرفان و فلسفه ایرانی در سال های آخر عمرش از آثارش پیداست.
با این همه او در سال های پس از انقلاب در زمینه نوشتن برای کودکان فعال تر بود و با تاسیس انشتارات "همگام با کودکان و نوجوانان" با همکاری همسرش دست به انتشار آثار خودش و برخی از نویسندگان از جمله شاعر مشهور و نویسنده کودکان احمدرضا احمدی زد. آثار منتشر شده توسط این انتشارات توانست جوایز محتلفی کسب کند و دو بار از سوی دوسالانه آسیایی و بین المللی تصویرگری تهران به عنوان ناشر برگزیده انتخاب شد.
نادر ابراهیمی بعد از انقلاب پس از سال ها دوری از فضای سینما، فیلمی با عنوان "روزی که هوا ایستاد" با موضوع آلودگی هوا ساخت که تقریبا همه کار فیلم را خودش انجام داده بود، اما این فیلم مورد توجه واقع نشده بود و هرگز موفقیت های پیش از انقلابش تکرار نشد.
نادر ابراهیمی یکی از برندگان جایزه پر سرو صدای ادبیات داستانی در ۲۰ سال بعد از انقلاب بود که در دوره وزارت ارشاد عطاء الله مهاجرانی برگزار شد.
او پس از انقلاب در زمینه آموزش نیز فعال تر بود و برخی از چهره های داستان نویسی و سینما بر نقش نادر ابراهیمی در زندگی هنری خود تاکید کرده اند از آن جمله می توان به کمال تبریزی، کارگردان سینما و تلویزیون ایران، اشاره کرد.
سال ۱۳۸۴ بزرگداشتی برای نادر ابراهیمی از سوی نهادهای غیر دولتی مربوط به ادبیات کودک در خانه هنرمندان برگزارشد که با استقبال بسیاری رو به رو شد.
در راه یگانگی نه کفر است و نه دین * یک گام برون ز خود نه و راه ببین
ای جان جهان تو راه اسلام گزین * با مار سیه نشین و ، با خود منشین
مناسبت این رباعی با رباعی معروف منتسب به ابوعلی سینا :
کفر چو منی گزاف و آسان نبود * محکم تر از ایمان من ایمان نبود
در دهر یکی چون من و آنهم کافر * پس در همه دهر یک مسلمان نبود
بعید بنظر نمی رسد که منظور نظر واقع شده باشد .
در باب سازش نکردن شیخ با حکیم ابوعلی سینا خبری روشن در دست نیست و حکایت ملاقات آن دو در اسرارالتوحید مشعر به اختلاف نظر نیست ۳ بعضی تذکره نویسان برای نمایاندن اختلاف میان شیخ ابوسعید و ابوعلی سینا این دو رباعی را آورده اند که گویا ابن سینا در استماع مواعظ شیخ گفته :
مائیم به عفو تو تولا کرده * وز طاعت و معصیت تبرا کرده
آنجا که عنایت تو باشد باشد * نا کرده چو کرده . کرده چون نا کرده
در اینجا شیخ ابوسعید در خشم و بالبداهه چنین جواب داده است :
ای نیک نکرده و بدیها کرده * وانگه به خلاص خود تمنا کرده
بر عفو مکن تکیه که هرگز نبود * نا کرده چو کرده . کرده چون نا کرده
بهرحال داستان دیدار ابوعلی سینا که استاد منطق و حکمت بود و از طریقه مشاء که پایه اش به دلیل عقلی است بحث می کرد ، و شیخ ابوسعید ابوالخیر که ذوق اشراق داشت و معتقد بود که علم باید به مقام شهود رسد . در کتاب اسرارالتوحید اینگونه آمده است : ( خواجه بوعلی با شیخ در خانه شد و در خانه فراز کردند و سه شبانه روز با یکدیگر بودند بخلوت و سخن می گفتند که کس ندانست ، و نیز به نزدیک ایشان در نیامد مگر کسی که اجازت دادند و جز به نماز جماعت بیرون نیامدند .
بعد از سه شبانه روز خواجه بوعلی برفت ، شاگردان از خواجه بوعلی پرسیدند : که شیخ را چگونه یافتی ؟ گفت : هر چه من می دانم ، او می بیند ، و متصوفه و مریدان شیخ چون به نزدیک شیخ در آمدند . از شیخ سؤال کردند : که ای شیخ بوعلی را چون یافتی ؟ گفت : هر چه ما می بینیم او می داند ) .
( ۱ - تاریخ ادبیات فارسی تألیف هرمان اته آلمانی ترجمه دکتر رضازاده شفق صفحه ۱۳۶ – ۱۳۳ )
( ۲ - اسرارالتوحید چاپ تهران سال ۱۳۱۳ شمسی صفحه ۱۵۹ )
( ۳ - در باب مخابره و پرسش و پاسخ بین این شخصیت کم نظیر ایرانی به فهرست مصنفات ابن سینا تألیف یحیی مهدوی چاپ تهران ۱۳۳۳ شمسی صفحه ۱۱ – ۳ مراجعه شود )
به نقل از کتاب تجلی تاریخ ایران
مجموعه مقاله های تاریخی و جغرافیائی