ماهی غمگین من در تُنگ تَنگ زندگی
آسمان از پشت تقدیرت چه نا پیداست
پولک جانت چه آغشته به دریاهای فردا بود
گرچه حتی هیچ
کس نشد هم پای پروازت
تا بپنداری
آسمان از پشت تقدیرت چه ناپیداست
دلخوشم اما،
که در اعماق فرداهای فردایت
زندگیت
-گرچه حتی در "کما"- پیداست.
دلخوشم حتی
به رنگ زرد خورشید سخاوتمند
روزنه هایی که در،اعماق تُنگ شیشه ناپیداست
یافتن یادداشتی هرچند کوتاه در تشریخ مینیمالیسم(به زبان پارسی) حقیقتا کار دشواری ست لیکن نگارش زیر به قلم "امیر احمدی آریان" نگاهی بی پیرایه بر این جنبش فرا ملی ست...
مینیمالیسم
در این شماره به مینیمالیسم پرداخته ایم. سبک و سیاقی که در گذار از مدرنیسم به پست مدرنیسم نقش اساسی داشت ولی به میزانی که شایسته اش بود به ان توجهی نشده است.این نقش ، خود را بیشتر در آینده ی«هنر/ فلسفه» و «هنر/ نظریه» نشان می دهد.به هر حال ... در فرهنگ های لغات ، برابر واژه ی Literal از معادل های : الفبایی ، دقیق ، مو به مو، تحت الفظی ، لفظ به لفظ ، لغوی ، لفظی، بی روح ، سر راست ، ظاهری ، واقعی و بی پیچ و خم استفاده کرده اند.از این رو در ترجمه های حاضر از دو معادل برای Art Literal یا Literalism استفاده شده است.یکی «لفظی ، لفظ گرا ، لفظ گرایی» و دیگری «سر راست و سر راستی و سر راست گرایی ».به کار گیری این دو برابر واژه را عامل دیگری هم تأکید می کند.در حقیقت تلفیق این دو ، معنای نزدیک تر به واژه اصلی در زبان مبدأ است.به این معنا که Literal Art (یا مینیمالیسم)هنر و روشی است سر راست که اثر هنری را با ارجاع به خودش ، به عینیت اش و حضور خودش معنا و خلق می کند و البته برای توضیح و اعاده حیثیت ، نیازمند به زبان و استدلال کلامی می شود و از لفظ و زمینه لفظی برای معنا دهی آنها سود می برد.اما اگر قرار بر استفاده از یکی از این برابر واژه اه باشد در نظر ما ، «سر راست» معادل بهتری است، چرا که اگر هم این اثار و هنرمندان شان به لفظ و لفاظی و کلام متوسل می شوند بیشتر از حیث «سر راستی» آثارشان است ، تا جایی که مجبورند اشیاء و ابژه های ساده ، معمولی و هندسی را به عنوان اشیاء هنری ارائه کنند.کما اینکه اصطلاحات دیگری هم چون «هنر الفبا»،«هنر عینی» و «هنر ابژه» را هم در زبان اصلی و مبداء برای ان به کار برده اند.از طرف دیگر ، معادل «لفظی و لفظ گرا»، کنایه ای است که در خود واژه اصلی وجود دارد و آن را به نقد می کشد...
این سهل ممتنع(!) فراوان جای بحث دارد و در این چنین مختصر مقاله ای نمی گنجد!شاید در آینده ای نزدیک بیش از اینها به آن پرداختیم...
مسابفه طراحی خودرومیشلن در ژانویه سال 2008 اقدام به نمایش طرحهای برگزیده از میان طرحها و کانسپتهایی با موضوع:
"طراحی خودرویی کوچک و امن برای محیطهای شهری
خواهد کرد."
این مسابقه بر ایمنی سر نشین در خودروهای کوچک درون شهری متمرکز است.
از آنجا که امروزه خودروهای بزرگ -به غلط- یادآور ایمنی در سفرهای درون شهری برای سرنشینان خودرو هستند لذا طراحی خودرویی که با تدابیر طراحان صنعت بتواند در عین کوچکی،ایمنی را برای سرنشینان به ارمغان آورد موضوع طراحی این رقابت قرار گرفته است.
فاکتورهایی نظیر عناصر کاهش دهنده خصارتهای تصادفات،افزایش توان تسلط راننده،افزایش دید و تمرکز راننده،چیدمان محیط نشیمن برای سرنشینان،فضای امن و افزایش ایمنی از طرفین خودرو در این رقابت مورد توجه هستند.
مهلت تکمیل و ارسال پرسشنامه برای شرکت در مسابقه حد اکثر تا تاریخ 12 اپریل 2007 (23 فروردین 86) می باشد.
این یادداشت را خواهر ده ساله ام برایم نوشته است!مناسب دیدم که آن را در وبلاگ بگذارم به دو دلیل:
اول اینکه یادم باشد خودم هم هنوز آنقدر ها بزرگ نشده ام که از حقایق کودکی چشم بپوشم!
دوم اینکه خواهرم بداند که می تواند فقط مشق ننویسد و بیشتر فکر کند!(شاید گاهی وبلاگ بنویسد
)
اکنون یادداشتی که مرا به وجد آورد:
1.
قاضی:هرکس حرف بزند میگویم اورا بیرون بیندازند!
دزد:آقای قاضی من حرف زدم!!!
2.
یک مورچه و یک فیل باهم ازدواج میکنند!روز بعد فیل می میرد!
مورچه:یک روز باش زندگی کردم،یک عمر باید قبر بکنم!!
3.
اولی:کجا میری؟
دومی:میرم کارواش.
اولی:پس ماشینت کو؟!
دومی:دو قدم راه که دیگه ماشین نمیخواد!!!
4.
اولی:قصد دارم به خورشید سفر کنم!
دومی:ولی نرسیده با آنجا خواهی سوخت!
اولی:فکرش را کردم!برای همین شب سفر میکنم!!
5.
پسر متفکری بود که هروقت فکرش به نتیجه میرسید لامپ 100وات در سرش روشن میشد!یک روز از بابابرقی نامه ای دریافت کرد که نوشته بود:مشترک گرامی لطفا از لامپ کم مصرف استفاده نمایید!!!
6.
مردی که یک چشمش را بسته بود دوستش را در خیابان می بیند!دوستش می پرسد چرا یک چشمت را بسته ای؟!
مرد:برای آنکه همه را به یک چشم ببینم!